تبليغاتX
شکوفه عشق
شکوفه عشق

اي کاش زمان انقدر به عقب بر ميگشت که تنها غصه ام شکستن نوک مدادم بود.

----------------------------------------

تا که بوديم نبوديم کسي /کشت مارا غم بي همنفسي/تا که رفتيم همه يار شدند.خفته ايم و همه بيدار شدند /قدر ايينه بدانيم چو هست /نه در ان وقت که اقبال شکست.

----------------------------------

هر که رفت پاره اي از دل ما را با خود برد

اما....... او که با ماست

او که نرفته است

از او بپرسيد

که چه ميکند با دل ما؟

---------------------------------------

اگر امد به جانم هر سه يک بار /اسيري و غريبي و غم يار / اسيري و غريبي چاره دارد  / غم يار غم يار غم يار

 

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم بهمن 1387 توسط farzad |
Blog Skin